سلام...خوبید ..خوشید...دعوت شدم به یه بازی..بازیه چی؟ عکس بازی(عکس بچه گی هامون)
خانم سعیدی از وبلاگ گلایه ها بنده رو دعوت به این بازی کردند و ما هم چون به ایشان ارادت داریم دعوتشونو پذیرفتیم
۱.خب شروع کنیم.....این منم که رو پای باباجونم نشستم و دارم به مگسی که داره بهم نزدیک میشه نگاه میکنم...فکر کنم میخواد از لپام بوس کنه!
۲.اینجا هم قرار بوده داییم بیاد منو ببینه ( چون منو خیلی دوس داشتند تو بچه گیهام)و بدین صورت در حیاط منتظر ایشان بودم و داشتم با شصت پام ور میرفتم...داشتم خفش میکردم...دقت کنید.
۳.اینجا هم از اونجایی که هر بچه ای به بازی نیاز داره منم داشتم ماشین بازی میکردم و به بابام دارم میگم باید برام از این ماشینا بگیری وقتی بزرگ شدم...و بابام هم گفت باشه ..ما که تا الان ماشینی ندیدیم! البته یه هواپیما هم جلو پامه خوب شد نگفتم هواپیما ......!
۴.خب اینجا هم بابام بغلم کرده که مثلا منو از این فکر ماشین برگردونه ولی من متقاعد نمیشدم و به عکاسان دارم میگم عکس نگیرید....عکس نگیر داداش.....آی نفس کش....ولم کنن...که بابام ولم نکرد
(توضیح اینکه در این عکس یه مصاحبه مطبوعاتی داشتم!)
۵.اینجا هم که به من گفتن که مودب وایستم چون این عکسو میخواستند رو جلد نشریه نیویورک تایمز بندازن به عنوان بچه ی مودب سال!
که البته بچه آمریکایی ها گوی رو از ما ربودند...ولی من هنوز دارم تلاش میکنم...امیدوارم به عنوان مودب ترین بابابزرگ سال شناخته بشم در آینده
خب این از این....فقط باز فردا این عکسای ما رو پخش نکنید همه جا که پیگرد قانونی داره...
ممنون از خانم سعیدی عزیز که بنده را به این بازی دعوت نمود...من هم به رسم این بازی دوستان عزیز و هنرمندان زیر را به این بازی دعوت میکنم....که عکس بچه گی هاشونو بزارن..ممنون
دست دوم(طناز)...غرغرو(طنز نویس)...مداد سیاه من(طراح)...
نویان(کارتونیست)...ما یک نفر(طناز)
از این دوستان هم میخوام که این بازی رو ادامه بدن.....مرسی...
فعلا این عکسها رو ببینید امیدوارم خوشتون بیاد
بقیش در ادامه مطلب
متن کامل رو اینجا بخونید و ببینید>>>


















